خدا فقط تورو عشقه

عشق یعنی؟؟
نویسنده : شادی حسینی - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

 گر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از روی خودخواهی فقط خود

را قشنگ دیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه می کردی اگر بد کردم و هرگز

 به روی خود نیاوردم اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم برای دیگران بهار و برای

 تو خزان بودم اگر تو با تحمل گله از خودخواهی ام کردی اگر زجری کشیدی تو گاهی از زبان من

 اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

 گناهم را ببخش .....

 

 

 چه قدر سخته وقتی تنها دارایی آدم امیدش باشه .

و چقدر سخت تره که بخوان همین داراییش رو هم ازش بگیرن .....

نوشته توسط یه دوست

وقتی من کنارتم
میبینی همیشه یارتم
و اسه چی میسوزونی این دل غمگین و خسته منو
 به خدا سخته بدونی
یه روزی تنها می مونی
 اخه نمیتونم باور کنم دوری و ندیدن تو رو
 قصه هامو ازین به بعد واسه کی بخونم
 می دونم تا ابد تک و تنها میمونم
 میمیرم اگه دیگه باز تو رو نبینم
 می دونم برای تو دیگه نمی مونم
این قلب من بدون تنها تا همیشه واسه من میسوزه
این تنهایی بدون تو سوخته قصه امروز و دیروزه

نوشته توسط یه دوست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو آرامش یافته ام

که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام

که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام

که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده

که تا ابد در دل این زیبایی

آرامش یابم

نوشته توسط یه دوست